|
ایام بی شوهری
|
||
خانواده غیر مستقل از زمانی که دختر و پسر وارد گفتمان برای شکل گیری خانواده می شوند شکل می گیرد... و گاه بدون آنکه دختر و پسر حرفی با هم زده باشند ... می رود که شکل بگیرد!!!!
اولین نشانه بروز خانواده غیر مستقل در بحث راجع به مهریه خود را متجلی می سازد ... پس از آن بر سر چگونگی مراسم عقد و ازدواج ... و اینکه چه کسانی حضور داشته باشند و چه کسانی حضور نداشته باشند ...
اگر جلوی این نشانه ها گرفته نشود ... که البته گرفته نمی شود ... عوارض بعدی خود را در خریدهای مراسم .... حتی در میزان و نوع جهیزیه دختر .... و هم چنین میزان مسافت خانه ای که باید برای زوج جوان ....ابتیاع یا اجاره شود ... با خانه مادر داماد و خانه مادر عروس ....نشان می دهد.
با شکل گیری خانواده غیر مستقل ... از همان شب دست به دست هم دادن زوجین .... عوارض عدم استقلال به شکل حادی ظاهر می شود ... به گونه ای که اولین گفت و گوهای زوجین در ح*جله درباره این عوارض است ...بدون اینکه دو بیمار (ببخشید زوجین) بدانند که این مباحثه درباره نشانه های خانواده غیر مستقل است.
خانواده غیر مستقل تا به آخر غیر مستقل باقی می ماند حتی اگر زوجین صاحب دو جین بچه شوند.... چگونه ؟ ... به طور مثال فرض کنید دو بیمار تصمیم می گیرند که به شمال بروند ... اما مادر بیمار ذکور ... به خاطر می آورد که پنج سال است به مشهد نرفته است ... بنابراین در این برزخ ... خانواده غیر مستقل ... سر اتومبیل را به سمت مشهد کج می کنند .
سال بعد .... مادر بیمار ضعیفه به یاد می آورد که او را کسی به پابوس امام رضا (ع) نبرده است ... این بار به خاطر ایشان .... دوباره اتومبیل به سمت مشهد منحرف می شود.
در تعطیلات آخر هفته بیمار ذکور تصمیم دارد که به کوه برود ... و بیمار ضعیفه نیز ... اما خواهر بیمار ذکور ... می خواهد در جلسه کنکور شرکت کند !!!
بیمار ضعیفه باردار است ... بر اثر سونوگرافی متوجه می شوند که نوزاد دختر است ... بیمار ضعیفه دوست دارد نام فرزندش را "سمیرا " بگذارد ... بیمار ذکور دوست دارد نام فرزندش را " نگار" بگذارد ... خواهر بیمار ضعیفه دوست دارد نام فرزند " لیلا" باشد ... برادر بیمار ذکور دوست دارد نام فرزند " هانیه" باشد ... مادر بیمار ضعیفه علاقه دارد نام نوه اش " فاطمه" باشد ... پدر بیمار ذکور به نام " جمیله !!!" علاقه مند است ... و دست آخر نام نوزاد می شود :" المیرا"!!!!!
پس از به دنیا آمدن نوزاد ... جدای از سرویس دهی به خانواده های هر دو بیمار ... ایضا هر دو بیمار موظف هستند به نوزاد هم سرویس بدهند ... و گاه حتی تا صبح پلک به هم نزنند تا بچه گریه های اش کمتر شود .
و بعد از آن .... دیگر خودتان می دانید .... جمله ای که اغلب زوجین خانواده های غیر مستقل می گویند :" نصف عمرمون در خدمت پدر و مادر بودیم ... چون اون موقع فرزند سالاری نبود ... نصف دیگه اش رو در خدمت بچه ... چون الان فرزند سالاریه."
البته ... اگر خانواده غیر مستقل تا اینجای ماجرا متلاشی نشده باشد.
خانواده دیگری که به تازگی ( در حدود ده سال!!!) در حال شکل گیری است ... خانواده کاملا مستقل است ... در این حالت اغلب فرزند ذکور خانواده ... به سرش می زند که مستقل زندگی کند ... البته این به سر زدن یک باره هم نیست .... به طور مثال از شهرستان برای تحصیل به تهران آمده و پس از پایان تحصیل و شاغل شدن ... در همین تهران می ماند ... یک سال؟ .... نه گاه برای همیشه ... در این وضعیت ... فرد ... هر از چند گاهی دوست * دختری می گیرد ... چند ماهی با او سر می کند ... دلش را می زند و می رود سراغ بعدی ... در این حالت فرد کاملا مستقل عمل می کند .
... در وضعیت دیگر شکل گیری اینگونه خانواده ... فرزند ذکور ... می بیند "شاهین" مستقل زندگی می کند ..." امیر" مستقل زندگی می کند ...." حسین" مستقل زندگی می کند.... چند بار به خانه آنها هم رفته است و عجیب به دهانش مزه کرده است .... به سرعت پراید هاچ بکش را می فروشد ... و بیعانه یک خانه را جور می کند ... و بعد ... او هم می شود...!!!
هر چند به تازگی .... ضعیفه جات هم به این طیف پیوسته اند.
پی نوشت: در مساله خانواده مستقل قصد توهین به هیچ کسی را نداشتم ... آنچه در جامعه در حال شکل گیری است را نوشتم ... چرا که اگر قصد توهین باشد خودم اولین کسی هستم که به خاطر مستقل زندگی کردن در معرض این توهین هستم.
|
|