تبليغاتX
ایام بی شوهری
 
ایام بی شوهری
 
 
 
 

Nastaran Raha: سلام

Nastaran Raha: مردي الحمداله

mehrdad1347mojarad: سلام

Nastaran Raha: مي توني برام سايت درست کني ؟

mehrdad1347mojarad: بله عزيزم ميتونم

mehrdad1347mojarad: دامين و هاست از کجا گرفتي ؟

Nastaran Raha: از جايي نگرفتم

mehrdad1347mojarad: خب از کجا ميخواي بگيري؟

Nastaran Raha: خب بگو نمي تونم

mehrdad1347mojarad: عزيز دلکم

mehrdad1347mojarad: درست کردن وب سايت

mehrdad1347mojarad: مثل اينکه به کسي بگي نقاشي بلدي برام بکشي ؟

mehrdad1347mojarad: خب هر کسي تا حدي بلده

mehrdad1347mojarad: روشها و نرم افزارهاي  مختلفي هم داره

mehrdad1347mojarad: عمومي ترين و ساده ترينش

Nastaran Raha: من يه سايت مي خوام با کاربري ساده

mehrdad1347mojarad: با استفاده از فرونت  پيج از مجموعه آفيس

mehrdad1347mojarad: يا فتو شاپ

mehrdad1347mojarad: ولي يه کار سليقه اي ست

mehrdad1347mojarad: اگه از سليقه ام خوشت نيومد تقصير من نيست ها

Nastaran Raha: عيب نداره

mehrdad1347mojarad: با چه دامنه اي ميخواي ؟

Nastaran Raha: نميدونم

Nastaran Raha: فقط مي خوام صفحه خوب باز شه

mehrdad1347mojarad: روي چشمم

mehrdad1347mojarad: يه نرم افزار وب سايت ساز حرفه اي هم دارم

mehrdad1347mojarad: سيگما

mehrdad1347mojarad: ميگم برات بفرستند

Nastaran Raha: نمي خوام

mehrdad1347mojarad: با دستورالعمل استفاده و نصبش

Nastaran Raha: باز من يه چيزي گفتم

Nastaran Raha: مفت دراومد

Nastaran Raha: داري مي گي مي فرستم

Nastaran Raha: مي فرستم

mehrdad1347mojarad: آخه عزيز دلم

Nastaran Raha: اصلا نمي خوام

mehrdad1347mojarad: اين نرم افزار که من ميگم

mehrdad1347mojarad: بيرون  اصلا نيست

Nastaran Raha: نمي خوا د بگي

Nastaran Raha: من يه غلطي کردم

mehrdad1347mojarad: از شرکتش هم بخواي بخري

Nastaran Raha: بگذر

mehrdad1347mojarad: حداقل بايد پونصد هزار تومن بدي

Nastaran Raha: نمي خوام

mehrdad1347mojarad: تو عزيز دلمي

Nastaran Raha: نمي خوام

mehrdad1347mojarad: من  از دست توي چي کار کنم آخه ؟

Nastaran Raha: من عزيز دلتم؟

Nastaran Raha: هه هه

Nastaran Raha: هيچي

Nastaran Raha: گفتم که غلط کردم

mehrdad1347mojarad:  ميگم فردا همه رو با پيک برات بفرستند

Nastaran Raha: فوري قيمت هم ميدي که من بدونم چقدر لطف داري

Nastaran Raha: آدم به عزيز دلش اينجور نمي گه

Nastaran Raha: نمي خوام

Nastaran Raha: نمي خوام

mehrdad1347mojarad: بله

mehrdad1347mojarad: چه جوري نميگه؟

mehrdad1347mojarad: چشم

mehrdad1347mojarad: خودم برات ميگيرم و راه ميندازم و تحويلت ميدم

mehrdad1347mojarad: ولی بالاخره باید بهنگام کردنش رو یاد بگیری یا نه؟

Nastaran Raha: هيچي نمي خوام

Nastaran Raha: گفتم که يه غلطي کردم حرفي زدم

Nastaran Raha: بگذر

Nastaran Raha: کاملا بگذر

Nastaran Raha: بگذر

mehrdad1347mojarad: باز نزن به صحراي کربلا تو رو خدا نسترن جان

Nastaran Raha: صحراي کربلا ...آقاي 500 هزار تومني

mehrdad1347mojarad: بيرون نيست خانوم

Nastaran Raha: خب نباشه

Nastaran Raha: من از تو هيچي نمي خوام

Nastaran Raha: هيچي

Nastaran Raha: تمومش کن

Nastaran Raha: آقاي 500 هزار تومني

mehrdad1347mojarad: بعد از ماه ها و سالها

mehrdad1347mojarad: باز ميخواي اشک من رو در بياري ؟

Nastaran Raha: مساله اي نيست

Nastaran Raha: خوبه که ماه ها اشک نريختي

Nastaran Raha: هر چند ماه لازمه آقاي 500 هزار تومني

mehrdad1347mojarad: من از دست تو آخر سر ميذارم به جهنم اين بار

Nastaran Raha: .. بیخود من رو بهانه نکن ...تو واسه من ... از جاتم تکون نمي خوري

mehrdad1347mojarad: ديووووونه

mehrdad1347mojarad: مگه دستم بهت نرسه

Nastaran Raha: ديگه نمي رسه

Nastaran Raha: هيچ وقت

mehrdad1347mojarad: ميرسه , میدونی که میرسه

mehrdad1347mojarad: دنيا اونقدر ها هم بزرگ نيست خانوم دکتر

Nastaran Raha: واقعا از لطفت ممنونم

Nastaran Raha: براي عزيز دلت خيلي مايه ميذاري

mehrdad1347mojarad: اذيت نکن

Nastaran Raha: همين رو پست مي کنم تا بقيه هم تو رو بشناسن

mehrdad1347mojarad: بکن , این که بار اولت نیست

mehrdad1347mojarad: من  از دست تو چي کار کنم ؟

Nastaran Raha: من که با تو کاري ندارم

Nastaran Raha: که بخواي چي کار بکني يا نکني

mehrdad1347mojarad: يه مدت نبودي

mehrdad1347mojarad: نگرانت شدم

Nastaran Raha: براي کسي که تو زندگيت نيست نگران نشو

Nastaran Raha: يا بهتر بگم تو زندگيت شريکش نکردي .... نگران نشو

mehrdad1347mojarad: توي زندگيم نيست

mehrdad1347mojarad: توي دلم که هست

mehrdad1347mojarad: هميشه همينطور بوده

mehrdad1347mojarad: هيچ وقت بيشتر از دو ساعت نتونستیم همدیگر رو تحمل کنیم

Nastaran Raha: من نمي دونم اين چه علاقه اي هستش؟

mehrdad1347mojarad: يعني تنها راه اثبات علاقه همينه ؟

mehrdad1347mojarad: که باز برگردی و بگی تو به من به چشم  یک... ؟

Nastaran Raha: وقتي نيست ... يکي از راه هاست

Nastaran Raha: مثلا يه هديه براي تولد

Nastaran Raha: حتي از اين هم دريغ مي کني

mehrdad1347mojarad: دليلش رو نميدوني؟

Nastaran Raha: و ميدونم با اين آي دي تو اينترنت با چند نفر ديگر هم گپ مي زني

Nastaran Raha: لابد همشون تو دلت جا دارن

Nastaran Raha: مي خواي اون دليل قديمي دو تا گوشواره رو بياري

Nastaran Raha: يه کارت پستال ... آقاي 500 هزار تومني ... دو تا گوشواره نيست

mehrdad1347mojarad: تو نبودي که من رو متهم کردي؟

mehrdad1347mojarad: هميشه در ارتباط با تو گيج ميشم و حيرون ميمونم

mehrdad1347mojarad: چي بگم چي کار کنم يا نکنم که بهت بر نخوره

Nastaran Raha: پس من ديگه تو ياهو مسنجر نميام تا تو گيج نشي

mehrdad1347mojarad: که تعبير بدي نکني ازش

Nastaran Raha: به خانوم بچه ها سلام برسون

mehrdad1347mojarad: خوبه

mehrdad1347mojarad: باز يه ذره انصاف داري

mehrdad1347mojarad: يه دفعه بگو

mehrdad1347mojarad: به خانمها

mehrdad1347mojarad: و به بچه ها

mehrdad1347mojarad: هر دو رو جمع ببند

Nastaran Raha: ناصر دروغ سر هم نکن

Nastaran Raha: از يه فرسخي همه چي داد مي زنه

mehrdad1347mojarad: دست بردار

Nastaran Raha: راست مي گم

Nastaran Raha: راست مي گم

Nastaran Raha: راست مي گم

mehrdad1347mojarad: من چي کار بکنم

mehrdad1347mojarad: قسم بخورم برات ؟

Nastaran Raha: نه

Nastaran Raha: قسم تو چه فايده اي به حال من داره

Nastaran Raha: اميدوارم در زندگي مشترکت موق باشي

Nastaran Raha: باي

mehrdad1347mojarad: مراقب خودت باش

mehrdad1347mojarad: باي

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 1:41  توسط نسترن   | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا