تبليغاتX
ایام بی شوهری
 
ایام بی شوهری
 
 
 

چندمین بار است که می نویسم و پاک می کنم ....... می نویسم و پاک می کنم ........ می نویسم و پاک می کنم...............

چندمین بار است که انگار کلامی از خاطرم رفته است که آن را باید امشب واگویه کنم ......... می نویسم و پاک می کنم........ می نویسم و پاک می کنم .........

" می خواستی خودت رو اثبات کنی ........ تو همه زندگی ...... اما نمی دونستی که این اثبات کردن ....... به بهای نابود کردن خودت تموم می شه ."

......" شاید ........ "

"شدی آدمی مورد احترام همه ....... خودت رو اثبات کردی ........ اما خودت میدونی که چقدر داغونی .... چقدر."

" انگار همه این سالها که نبودی ........ با من زندگی کردی ...... بدون اینکه من بدونم ...... انگار چراغ گرفته بودی و درون من رو کاویدی ........ وقتی من داشتم خودم رو اثبات می کردم ........ و حالا ........"

" و حالا ........"

" مث همه این چند سال باید برم توی قفس ."

...............................................................................................................

چندمین بار است که می نویسم و پاک می کنم........ میدانم در من چیزی عوض شده ......  اما آن چیست ؟ ........ نمیدانم .........

تلاش بیهوده ای است نوشتن ........ وقتی می نویسی .......... اما نمی نویسی!!!
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:57  توسط نسترن   | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا