تبليغاتX
ایام بی شوهری
 
ایام بی شوهری
 
 
 

چند روز پیش اس ام اسی از شماره ای ناشناس  دریافت کردم به این مضمون: " سلام نسترنم. این شماره تلفن جدید من هست ممنون می شم باهام تماس بگیری."

با تعجب از خودم پرسیدم این کیه که من رو "نسترنم" خطاب کرده ........ یعنی من رو نسترن خودش دونسته ........ وای که چقدر خوب .........

به شماره ناشناس زنگ زدم ......... صدای آن بر گوشی ........صدای دوستم بود که بر حسب اتفاق هم نام من هست. در واقع او نوشته بود :" سلام من نسترن هستم " اما به خاطر اینکه اس ام اس نویسی برای ما که کبر سن داریم سخت است مخففش کرده بود........ و حالا من مانده بودم با صدای نحس نسترن که پیش از اینکه به شماره ناشناس تماس بگیرم تصور کرده بودم لابد یک انسان (انسان منظور مرد هست و گرنه زنان که ضعیفه هستند) آن سوی گوشی منتظر من هست.

این ماجرا را داشته باشید که چگونه ذوق مرگی من تبدیل به چهار تا بد و بیراه به نسترن شد ....... تا ماجرای بعدی را بگویم..........

امروز دانل برای نمیدانم چه کاری به موبایل من زنگ زد .....آخر هم متوجه نشدم که کارش چه بوده است ......... چون باطری موبایلم آخرین رمقش باقی مانده بود ......... دانل که تماس گرفت ........ بلافاصله بعد از سلام و علیک گفتم : "زودتر حرفت را بزن من ته باطریمه "و دانل گفت : " ممنون ........ همینه دیگه همیشه ته باطریت نصیب ما می شه ." .......  و بعد باطری عمرش را داد به شما و همه چیز تمام.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 21:37  توسط نسترن   | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا