ملا داستانی دارد همه شنیده اید که یک روز با پسرش و خرش می رفت ........ پسر را روی خر گذاشت مردم دادشان در آمد که به جای اینکه پیرمرد روی خر بنشیند .... پسر یلش نشسته ........... شرم آور است ........... ملا خودش نشست ..... باز مردم داستان دیگری سر دادند ............ اصلا هیچ کدام روی خر ننشستند ......... باز مردم داستان دیگری را به پا کردند و حجت چیدند که به دلایل یک دو و سه .......... ملا تو محکومی ..........
حالا من نمی خوام این داستان رو تعریف کنم ......... فقط می خوام بگم : " خر من از کره گی هم دم نداشت."
فعلا همین.
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 19:30  توسط نسترن
|