|
ایام بی شوهری
|
||
اینکه بهترین سال های عمرم ......... تو محیط هایی گذشت .......که من بدون هیچ گناهی مصلوب شدم ..............
دیگه همه چی رو میدونم .........
اینکه ۳۹ سالمه ....... و باید تو خانواده ........نقش یه خاله خوب رو بازی کنم ...............
دیگه همه چی رو میدونم .......
اینکه توی موسسه ............ قیافه یه آدم ساکت رو بگیرم که همه چی براش علی السویه است ...........
دیگه همه چی رو میدونم ............
اینکه هیچ دلی از این پس برای من نخواهد تپید ............. و دل من نیز برای هیچ دلی............
دیگر همه چی رو میدونم .........
که ناداده های خدا رو به حساب حکمت بگذارم .......... و داده هایش را به حساب نعمت ...............
دیگر همه چی رو میدونم ...........
تنهایی تنها سرنوشت محتوم منه.
|
|